محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
239
اكسير اعظم ( فارسى )
اسپغول سرشته اقراص سازند . و اگر با اين تب لينت شكم باشد اين قرص دهند صفت آن خشخاش سفيد مغز تخم كدو تخم خرفه مغز تخم خيار مغز تخم بادرنگ مغز بهدانه همه بريان هر واحد شش درم صمغ عربى طباشير تخم حماض گل قبرسى هر يك سه درم نشاسته دو درم گل سرخ پنج درم كافور نيم درم باريك سائيده بلعاب بزرقطونا قرص سازند به وزن يك يك مثقال و به آب سيب و آب امرود و آب به سحرگاه بدهند و بعد طلوع آفتاب آب پست جو كه در آن اندك حب الآس و قطعات به پخته باشند و بر آن صمغ عربى و گل ارمنى به قدر حاجت انداخته بنوشند . صفت قرصى كه تب دق را نافع است اگر با وى اسهال بود بگيرند مغز بهدانه و مغز تخم كدو و مغز تخم خيار بريان هر واحد پنج درم گل ارمنى و شاهبلوط هر واحد چهار درم گل سُرخ تخم حماض كهربا حب الآس هر واحد سه درم طباشير صمغ عربى هر واحد دو درم همه را باريك سائيده به آب به سرشته قرص سازند و به وزن يك مثقال برب مورد در آب سرد آميخته وقت سحر بخورند و غذا ماش مقشر بريان يا دخن مقشر بطور اسفيدباج پخته بدهند . و اما كسى كه در آن علامات ذبول خوب ظاهر شده باشد الا بحايى نرسيده باشد كه در آن صحت ممكن نيست . ايضاً به تدبير مذكور پردازند و سحرگاه قرص كافور به اندك شير خر يا شير زنان كه كف آن از پنبه دور كرده باشند استعمال نمايند اگر با وى تب قوى حاد نباشد بعد از آن در آبزن نيمگرم در جاى معتدل يا در خانهء اوسط حمام قريب دروازه بنشانند و اندك مكث در آن نمايند پس بيرون آمده در آب سرد شيرين درآيند اگر فصل گرما باشد . و اگر سرما بود آب نيمگرم بايد بعده روغن بنفشهء خالص بر بدن مالند . و اگر روغن آن معمول به مغز كدو باشد نافعتر باشد بعد از آن اندك صبر كرده ماء الشعير بشربت خشخاش بنوشند و بعد سه ساعت باز اعادهء دخول آبزن به آب نيمگرم كه در آن بنفشه و نيلوفر و پوست كدو و پوست خشخاش و جو مقشر نيمكوفته و گل بابونه و تخم خطمى و خبازى و برگ آنها و برگ كاهو و حى العالم و مانند آن جوشانيده باشند بايد كرد و در آن اندك مكث كرده بيرون آيند و در آب سرد شيرين كه بسيار سرد نباشد تا از آن بدن را تكليف رسد و فراشا كند در آينده بعد از آن خارج شده به روغن بنفشه و نيلوفر مالش كنند و پارچه بپوشند و غذا بچوجهء مرغ يا تيهو يا ماهى هاربى رضراضى و غيره از اغذيهء سريع الانهضام سازند و از غذا ممتلى نشوند ليكن غذا به مقدارى بايد كه به سرعت هضم شود و هنگام آخر روز كه معده از غذا خالى شده باشد حريرهء كه به سرعت هضم گردد استعمال نمايند . و از اين حريره در اين مرض انتفاع يابند صفت آن جو مقشر كوفته بيست درم باقلاى سفيد كوفته ده درم ماش مقشر خشخاش سفيد هر واحد هفت درم بادام شيرين مقشر پنج درم همه را در سه رطل آب بپزند تا پخته گردد صاف كرده آب كدو بر آن انداخته بار ديگر خوب بپزند بعده آب آن صاف نموده بر چهل درم از اين آب بيست درم آب انار ميخوش و چهار درم روغن بادام ريزند و مغز نان ميده به قدر حاجت در آن شكسته از چهار اوقيه تا نيم رطل از آن بنوشند و اندك صبر كرده در آبزن نشينند و به دستور صبح در آن عمل نمايند . و هرگاه از آن خارج شوند و معده خالى بود و هرچه خورده است خوب هضم شده باشد و از معده منحدر گشته پس لعاب و جلاب يا آب انار و شربت خشخاش كه مذكور شد بدهند . و اگر تب قوى نباشد شير زنان از پستان بمكند يا شير خر به مجرد دوشيدن بنوشند . و اگر در آنجا حرارت و تب ظاهر باشد نزديك شير نگردند و دوغ گاو به دستورى كه در سل مذكور شد بدهند و بر سينه قيروطى مبرد ضماد كنند . و اگر در بعض اوقات طبع قبض گردد خيارشنبر و ترنجبين و لعوق اجاص يا آلو تازه يا قومسى در شربت بنفشه تر كرده و مانند آن بدهند و لازم است كه از نرمى شكم حذر كنند كه آن در اين مرض مذموم است . و هرگاه كه طبيعت نرم گردد سفوف الطين بشربت حب الآس و آب پوست جو و صمغ عربى و گل قبرسى بدهند يا قرص طباشير قابض كه زعفران از آن دور كرده باشند بشربت آس دهند . و اين قرص بدهند كه در مثل اين مرض نافع است صفت آن مغز تخم كدو مغز تخم خيار و بادرنگ بريان هر واحد سه درمغ صمغ عربى نشاسته گل قبرسى هر واحد يك نيم درم خشخاش سفيد بريان چهار درم تخم خرفهء بريان طباشير تخم حماض شاهبلوط هر واحد دو درم صندل سفيد يك درم كافور نيم درم همه را باريك سائيده بلعاب اسپغول قرص سازند و از يك مثقال تا دو درم برب آس بخورند و شاهبلوط و غير او زعرور و كنار خشك بخورند . و هرگاه امر صاحب اين تب بذبول مردى گردد و يبس بدن و جفاف او مستحكم شود در طوبات فانى گردد و تازگى حيات از آن برود در آن علاج سود ندارد و بشفاى او سبيل نيست ليكن بههرحال سزاوار است كه حفظ قوت او نمايند تا مدتى حيات او باقى ماند و اين چنان بايد كه شير زنان از پستان بمكند و بر بدن شير تازه هنگامى كه دوشيده باشند نطولى سازند . و اگر ممكن باشد كه در آبزن شير نشانند به عمل آرند . و چون از آن بيرون آيند بر بدن او آب شيرين كه در آن بنفشه و نيلوفر جوش داده باشند بريزند بعده روغن بنفشهء خالص بر بدن مالند و غذا به لحوم بچهء ماكيان و دراج و تيهو كوفته كه در آن قطعهء سيب شامى و بهى و اندكى شراب انداخته باشند . و اگر خواهند عوض دارچينى قطعهء عود خام اندازند و شورباى آن بنوشند و يا ماء اللحم از گوشت بزغالهء كوچك و بچهء مرغ به آب سيب و بهى سازند و اندكى كعك در آن آميزند كه اين حفظ قوت او نمايد و ماء اللحم به اين نوع بسازند بگيرند گوشت سرخ و باريك